آیا همه ادیان بر حقند؟
23 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : بازتاب اندیشه ) اسفند 1379 - شماره 12 )(3 صفحه - از 33 تا 35)
تعداد شرکت کننده : 0

چکیده: در این گفت‏وگو به بررسی پاسخ سؤالاتی در زمینه اثبات پلورالیسم دینی و قرائت‏های مختلف از دین از طریق اختلاف فتاوی پرداخته می‏شود و با فرق نهادن بین این دو موضوع و بررسی اختلاف فتواها ادعای مذکور مردود شمرده می‏شود. همچنین صامتیت قرآن و ناطقیت ائمه اطهار علیهم‏السلام که در نهج‏البلاغه آمده است مورد بررسی قرار می‏گیرد و نهایتا نتیجه گرفته می‏شود تمام مراتب قرآن برای مردم روشن نیست اما مرحله یا مراحلی از آن قابل دست‏یابی مردم می‏باشد و در آخر به این موضوع پرداخته می‏شود که مسأله پلورالیسم دینی را از نگاه درون دینی هم می‏توان بررسی کرد.

آیا می‏توان از اختلاف فتوای فقها یا نظرات مختلفی که بزرگان فلسفه دارند، کثرت‏گرایی دینی را نتیجه گرفت؟

اصل اختلاف فتوای فقها را کسی منکر نیست؛ بلکه حساسیت در قرائت‏های مختلف از دین، بر سر نسبی‏گرایی کلی است که آیا ما هیچ فهم مشترکی داریم یا نه؟ ما می‏گوییم تاریخ فقه و معارف و تاریخ ضروریات کلامی شاهد بر آن است که ما مشترکات فراوانی داریم.

آیا می‏توان گفت اشتراکاتی که فقها و متکلمان دارند زاییده اشتراکاتی است که در

پیش‏فرض‏ها دارند که اگر در آن پیش‏فرض‏ها اختلاف پیدا کنند، فتوا هم عوض می‏شود؟

این درست است، ولی نمی‏توان گفت پیش‏فرض‏ها تماما قابل خدشه و تغییرند؛ مثلاً یکی از پیش‏فرض‏ها، مسأله پیش‏فرض‏های زبانی در فهم محاورات است که انکار آن نه تنها مایه بسته شدن باب فهم کتاب و سنت است، بلکه در فهم عادی نیز همین‏طور است؛ زیرا ما زمانی حرف همدیگر را می‏فهمیم که این الفاظ، طبق یک قرارداد و بنای عقلایی، کاشف از یک معنایی باشد که القا می‏کنیم. پس برخی از پیش‏فرض‏ها قابل رفع ید نیست و به همین دلیل است که می‏توانیم حرف یکدیگر را بفهمیم. مثلاً فرض کنید اینکه قرآن حق است یک پیش‏فرض است که در صورت انکار آن نمی‏توانید بگویید که من مسلمان هستم. همچنین است توحید. بنابراین پیش‏فرض‏های ثابتی وجود دارد که نتیجه آن فهم‏های مشترک می‏شود.

تفاوت میان کثرت‏گرایی دینی و قرائت‏های مختلف از دین چیست؟

دو بحث است: یکی کثرت‏گرایی در خود دین و دیگری کثرت‏گرایی در فهم دین که این عین نظریه قرائت‏پذیری است.

اگر شریعت صامت نیست، چرا در نهج‏البلاغه به قرآن «کتاب اللّه‏ صامت» و به معصوم «کتاب‏اللّه‏ ناطق» اطلاق شده است؟

هرچند ممکن است در تفسیر کلام امیرالمؤمنین در نهج‏البلاغه در این باره اختلاف باشد، اما واقعیت آن است که ائمه ظهورات کتاب را حجت دانسته‏اند و مسلمانان می‏توانسته‏اند به قرآن استشهاد کنند و در روایات ما در باب عرضه اخبار به کتاب‏اللّه‏ و در باب تعارض و... ادله‏ای داریم که می‏گوید روایات زمانی معتبرند که مخالف کتاب‏اللّه‏ نباشند؛ پس می‏شود زمانی مخالفت را فهمید و نفرموده‏اند فقط از امام سؤال کنید. پس معلوم می‏شود رجوع به کتاب‏اللّه‏ و ظواهر آن حجت فی‏الجمله است و ما نمی‏توانیم بگوییم به طور کلی صامت است و این روایات کم نیستند و علما و اصولیون به آن عمل کرده‏اند. بنابراین باید دید معنای این سخن چیست. شاید معنا این باشد که قرآن با تمام بطون خود برای ما حاضر نیست و روایاتی در تأیید این معنا داریم که ائمه خودشان را صاحب تأویل می‏دانستند. اینکه قرآن خود را «تبیان کل شی‏ء» و یا «بیان للناس» معرفی می‏کند، اگر قرآن صامت باشد، چه چیزی برای ما دارد؟ آیا چیزی که صامت است بیان می‏شود؟ معلوم می‏شود منظور از صامت بودن قرآن، جمیع مراتب آن نیست؛ بلکه مرتبه‏ای از قرآن برای همه بعد از فحص و تحقیق حجت است.

آیا کثرت‏گرایی دینی از منابع دینی قابل استنباط است؟ یا فقط باید از شیوه برون‏دینی ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی