تأملی در «کلام جدید»
21 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : اندیشه حوزه ) تابستان 1375 - شماره 5 )(9 صفحه - از 95 تا 103)
تعداد شرکت کننده : 0

در محضر استاد ارجمند حضرت حجة الاسلام و المسلمین لاریجانی هستیم. ابتدا از ایشان تقدیر و تشکر فراوان داریم از این‏که وقت ارزشمندشان را در اختیار مجله اندیشه حوزه قرار دادند.

حضرت استاد، چون بحث کلام جدید هم‏اکنون یکی از موضوعات اساسی و مطرح در مجامع علمی و فرهنگی است، بر آن شدیم که در این مجله از دیدگاههای صاحبنظران بهره‏ببریم و مفتخریم که در این زمینه سلسله گفتارها و مصاحبه‏هایی را به شما داشته باشیم.

در آغاز این گفتگو سؤالاتی را به عنوان ورود به بحث خواهیم پرسید و در شماره‏های آینده به جزئیات این بحث خواهیم پرداخت؛ان شاء الله.

سؤال:درباره تعریف کلام جدید و این‏که ماهیت کلام جدید چیست توضیح بفرمایید.

جواب:بسم الله الرحمن الرحیم الحمدللّه رب العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و آله‏

الطاهرین.

من هم به نوبه خودم از دوستان تشکر می‏کنم که زحمت کشیده، این مصاحبه را ترتیب دادند.

اصطلاح«کلام جدید»به توضیح و بحث نیاز دارد.این اصطلاح گرچه تا حدّی معمول شده، لکن معمول نیست دقیقا مقصود از آن چیست؟مخصوصا عنوان«جدید»در هاله‏ای از ابهام است.باید ببینیم جدید بودن کلام به چه لحاظ است؟چرا کلام را به جدید و قدیم تقسیم می‏کنیم؟آیا ماهیت کلام جدید با کلام قدیم تفاوتی دارد؟و اگر نه، چرا این نکته را در سایر رشته‏های علمی جاری نمی‏کنیم؟چه چیزی کلام را جدید کرده است؟ شاید پیش از این لازم باشد راجع به اصل ماهیت کلام قدیم تأمّل بیشتری کنیم و سپس ببینیم آیا کلام جدید همان غرضی را که در کلام قدیم بوده دنبال می‏کند یا نه؟اگر این طور است، آیا جدید و قدیم واقعا تغییر ماهوی در این دو کلام ایجاد کرده است یا نه؟

در مورد کلام قدیم باجمال می‏توان گفت علمی است که بع غرض صیانت عقاید دینی تدوین یافته است.البته پنهان نیست این گونه تبیین ماهیت کلام، تبیینی اجمالی است که نیاز به توضیح دارد و پرسشهای بسیاری را بی‏پاسخ می‏گذارد.

ممکن است بپرسیم هر علمی موضوعی دارد و مسائلی؛موضوع علم کلام چیست؟ و مسائل آن کدامند؟

این سؤال در کتب قدما تا حدی بررسی شده است، گرچه به یک نظر دقیق و متقنی نرسیده‏اند.بعضی از کلامیین گفته‏اند موضوع کلام وجود بماهو وجود است.

این نظر موجود چند اشکال واقع شده است.از جمله آن‏که برخی مسائل کلام اصلا کاری به وجود ندارد؛مثل تلازم بین معجزه و رسالت.ما در باب معجزه کاری به این نداریم که معجزه آیا وجود دارد یا نه.معجزه با رسالت تلازم دارد.به تعبیر طلبگی خودمان در این جا بحث از یک رابطه نفس الأمری است، همانند رابطه علت و معلول که در آن وجود موضوع مطرح نیست(وجود خارجی و بالفعل).اگر گفتیم که آتش علت حرارت است، کاری به این نداریم که آتش و حرارت در خارج وجود دارند یا نه.با توجه به این نکته، بحث معجزه چگونه از تقسیمات وجود بماهو وجود می‏شود.این اشکالی است که‏ ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی