اقتراح؛ فلسفه فقه در نظر خواهی از دانشوران
22 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : نقد و نظر ) پاییز 1376 - شماره 12 )(112 صفحه - از 2 تا 113)
تعداد شرکت کننده : 0

اقتراح

«فلسفه فقه‏» عنوان دانشی است که در میان ما در آستانه پیدایش است. این شماره مجله، به کاوش درباره زمینه ها، شرایط، ماهیت و برخی از موضوع‏هایی که شاید بتوانند در شمار مسایل آن قرار گیرند می‏پردازد. بر این روی، پرسش‏هایی در این مجال را فراپیش چند تن از استادان حوزه و دانشگاه نهادیم و به تمنای پاسخ ایستادیم. این اقتراح حاصل این همه است.

1

نقدونظر: آیا علمی به نام «فلسفه فقه‏» وجود دارد یا وجود می‏تواند داشت؟ اگر بلی، چه تعریفی از آن دارید؟

مصطفی محقق داماد: البته ما ملزم نیستیم که برای فقه، یک رشته جدیدی تحت عنوان «فلسفه‏فقه‏» داشته باشیم. ولی در مقایسه با آن چیزی که در رشته‏های دیگر وجود دارد، تحت عنوان فلسفه علم، فلسفه حقوق و امثال اینها، می‏توانیم تعریفی برای فلسفه فقه بسازیم. فلسفه فقه به معنای مباحث عقلی مرتبط با فقه نیست. (چون می‏دانیم که در فقه هم بسیاری از مباحث عقلی وارد شده است.) بلکه به نظر می‏رسد اگر مباحث عقلی پیش فقهی را فلسفه فقه بنامیم، نام‏گذاری درستی باشد. منظور از مباحث عقلی پیش فقهی آن مباحث عقلی‏ای است که ما قبل از ورود در فقه باید آنها را با برهانهای عقلی به یک سامانی برسانیم و به هیچ وجه جزء مسائل فقه محسوب نمی‏شود. چون همچنان که روشن و مبین است و در اجزاء

علوم گفته شده است، مسائل هر علمی، آن چیزهایی است که محمول بر موضوع آن علم می‏باشد. و اگر «موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه‏» باشد، برای فقه نیز موضوعی گفته شده است و آن افعال مکلفین است. بنابراین، مسائل، آن چیزهایی است که محمول بر موضوعات علم می‏شود، یعنی محمول بر افعال مکلفین باید قرار گیرند تا مساله فقه بشوند; نه مساله فقهی هستند و نه قاعده فقهی، نه ضابطه فقهی هستند و نه مقاصد فقهی. قواعد فقه، نظریه فقهی، ضوابط فقهی، مسائل فقهی، مقاصد فقهی و ... هر کدام تعریفهای خاص خود را دارند.

این مباحثی که من اسم آن را مباحث پیش فقهی گذاشته‏ام، طبعا یک سری مباحثی است که با علم کلام ارتباط پیدا می‏کنند،ولی در عین حال جزء اصول فقه نیستند، هر چند ممکن است در اصول فقه هم از آنها بحث‏شود. چون اصول فقه یک علم ابزاری است که موضوعش «الحجة فی الفقه‏» است. (به طوری که از مرحوم آقای بروجردی نقل می‏کنند ایشان می‏گفتند هر آنچه حجت در فقه باشد، موضوع علم اصول است و مسائلی که در علم اصول بحث می‏شود به یک نحوی باید به حجیت‏برگردد; که به آن حجج‏شرعیه می‏گویند.)

پس ما مباحث عقلی پیش فقهی را فلسفه فقه می‏گوییم، ولو این که بسیاری از آن مباحث‏با مباحث علم کلام مختلط باشد.

علی عابدی شاهرودی: در هر دانشی، این پرسش سه مرحله‏ای، خود را پیش می‏نهد. برای هر مرحله، به تناسب آن، مرحله‏ای از پاسخ وجود دارد.

مرحله اول: مرحله اول پاسخ با فرض وجود دانش، شروع می‏شود; گرچه سیر ترتیبی اقتضا می‏کند که مرحله اول پرسش با فرض امکان دانش، شروع شود. دلیل برهم زدن سیر ترتیبی این است که اگر علمی موجود باشد، به ضرورت، ممکن است. زیرا اگر ممکن نمی‏بود موجود نمی‏شد. پس با فرض وجود علم، بررسی امکان آن مورد نیاز ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی