مبانی مشروعیت حکومتها
16 بازدید
محل نشر: بازتاب اندیشه » خرداد 1379 - شماره 3 (5 صفحه - از 49 تا 53)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
نویسنده ابتدا مفهوم مشروعیت سیاسی و سپس نظریه‏های مختلف درباره مصداق آن را توضیح می‏دهد. وی پنج نظریه را بر می‏شمارد که سه نظریه آن اختیارگرا و دو نظریه دیگر غیراختیارگرا هستند. از نظر وی، مشروعیت حکومت دینی از نوع مشروعیت غیراختیارگراست. بر هر یک از نظریه‏های اختیارگرا سه انتقاد جدی وارد است که بر نظریه‏های غیراختیاگرا وارد نیست. مهمترین سؤال فلسفه سیاسی این است که «چه حکومتی مشروع است؟» مراد از مشروعیت، شرعی بودن یا قانونی بودن یا طبق رأی مردم بودن نیست. ممکن است کسانی برخی از این امور را مصداق مشروعیت حکومتها بدانند، اما مفهوم مشروعیت هیچ کدام از این امور نیست، مشروعیت مربوط به حق حکومت است و به دو مسأله تبدیل می‏شود: «حق حکومت کردن حاکمان» و «لزوم اطاعت شهروندان». سؤال این است که «چرا حکومتها حق‏حکومت کردن دارند؟» و «چرا باید از فرامین حکومت اطاعت کرد؟». آیا این الزام و حق، اخلاقی‏اند یا نوع دیگری هستند؟ به نظر من این الزامات اخلاقی‏اند. حق حکومت حاکم، حقی اخلاقی است و الزام اطاعت شهروندان از حکومت نیز الزامی اخلاقی است و رابطه آن‏دو یکسان نیست بلکه asymetric(=ناهمگون) است؛ به این معنا که صرف «الزام اخلاقی شهروندان به اطاعت از حاکم» مستلزم «حق داشتن او به اصدار حکم» نیست، گرچه عکس آن صحیح است، مثلاً اگر حاکم ظالم و مقتدری شهروندان را تهدید به قتل کند تا فرامینش را اطاعت کنند، ممکن است هریک از شهروندان احساس کند «باید از فرامین حاکم اطاعت کرد»، این «باید» عقلی و اخلاقی است، چون برای حفظ نفس محترم است، ولی هیچ‏گاه ملازم با «حق» حاکم برای فرمان راندن نیست.
آدرس اینترنتی