دین و قرائت پذیری آن
16 بازدید
محل نشر: بازتاب اندیشه » خرداد 1379 - شماره 3 (2 صفحه - از 39 تا 40)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
در این گفتگو با تأکید بر لزوم تفکیک جنبه تاریخی مسأله رجوع به دین از جنبه کلامی آن، ملاک درستی پذیرش دین را حقانیت آن می‏داند، نه صرفا احساس نیاز به آن. در بخش دیگری از گفتگو در مورد نسبی‏گرایی و ارتباط آن با هرمنوتیک سخن رفته و تقدس‏زدایی از همه فهمهای دینی را بدترین آفت نسبی‏گرایی دانسته است و در عین حال اختلاف را در محدوده اختلاف بین «حجتها» که ناشی از اختلاف فهم مجتهدان است می‏پذیرد. مسأله رجوع به دین باید میان دو سؤال اساسی تفاوت گذارد: 1) چرا انسان به دین رجوع می‏کند؟ (مسأله تاریخی، روان‏شناختی و جامعه‏شناختی)؛ 2) چرا انسانها باید به دین رجوع کنند؟ (مسأله کلامی). خلط میان این دو سؤال، پاسخهای بی‏معنا و بی‏فایده‏ای را می‏آفریند. از اینکه انسانها در عالم خارج برمبنای احساس نیاز یا هر مبنای دیگر به دین مراجعه می‏کنند، نمی‏توان نتیجه گرفت پس باید چنین باشد. یک فرد محقق تنها بر مبنای عقلانی، دینی را می‏پذیرد، نه بر مبنای نیاز، یا احساس نیاز یا هر چیز دیگر. تسلیم واقعی نسبت به دین، اقتضا می‏کند که حتی در مسائل عملی آن نیز ابتدا حق بودن آن را پذیرفته باشیم، سپس به آن التزام آوریم. بنابراین پذیرش دین، هم در مسائل نظری و هم در مسائل عملی باید بر مبنای حقانیت آن باشد. اگر تلقین یک باور به خود، موجب پیدا شدن اعتقاد واقعی به آن بشود، در این صورت تلقین در برابر پذیرش قرار نمی‏گیرد. ولی اگر تلقین موجب پذیرش نشود، این تلقین هیچ ارزشی ندارد و پذیرفتن دین صرفا بر مبنای تلقین و بناگذاری درستی آن، امری بی‏ارزش است. بدون اعتقاد به صدق، پذیرش معنا ندارد و بدون پذیرش نیز ایمان معنا ندارد. انسانها به دلیل نقص معرفتی تمام نیازهای واقعی خود را نمی‏شناسند. ممکن است که بر مبنای نیازهای احساس شده به سوی دینی از ادیان کشیده شده باشند، اما این احتمال وجود دارد که آنچه احساس کرده‏اند، نیاز واقعی آنها نباشد. بنابراین باید نیازهای واقعی را نیز از خود دین فرا گرفت،...
آدرس اینترنتی